شمارهی چهارم/صفحه یازده
در بستر علوم مدنی کنکاش کنیم...
خاص بودن ، خود بودن و آزادی همیشه لذتبخش است و فقدانش ناآرامی میآفریند. گاهی بندها چندان کهنه یا جاافتاده اند که اسارت حس نمیشود گاهی هم قدرتمند یا جذابند و ترجیح میدهی حس نکنی در زندانی!
همهچیز از اندیشه شروع میشود. نوع تفکر هر شخص مسیر شخصی و جمعی را تعیین میکند.
بطور کلی سه نوع تفکر میتوان قائل شد که تفاوتهای شاخص و تفکیک کننده میآفرینند. اینکه جزء کدام دستهای مهم و تعیین کننده برای خودت است.
و اما سه دسته به قرار زیرند:
۱.میخواهم برای خودم و مطابق سلیقهی خودم زندگی کنم. من طالب رهاییم پس نوع پوشش و رفتارم را خودم انتخاب میکنم. من رئیس و مرئوس خودم هستم.
۲.من بخاطر مسیر استخدامیم و روند شغل یا سایر منافعم پوشش و رفتاری ثابت یا متغیّر بروز میدهم و امکان دارد این نظر خودم نباشد زیرا در حرفه و هدفم برای من تعیین میشود چه بپوشم و چگونه رفتار کنم. من مرئوس با دستمزدهای اغلب عالی هستم.
۳.من هنوز به آن حد نرسیدهام که انتخاب کنم چه بپوشم یا چگونه رفتار کنم زیرا بیهدفم علاوهبر آن به حد سنجش منفعت و ضرر نیز نرسیدهام اما هرباره پیروی مد و متدی در پیرامونم میشوم. من زندگی در زندان را ارج مینهم و در پی آنم به حدی که از آزادی تصوری ندارم و یا میترسم و حتی بیزاری میجویم. من مرئوس بدون مزد و مواجب هستم.
این سه تفکر، سه دسته یا سه سطح خودخواسته در جامعه ایجاد میکنند. در قالب عینی_عملی دستهی اول کارفرمایان، دستهی دوم کارمندان و دستهی سوم مرجوعانند. جوامع مدنی به هر سه سطح نیازمندند و تمدن برای بقاء و پیشروی به هر سه محتاج است.
🖋 به قلم سردبیر

